X
تبلیغات
♥·×º°”˜`”°º×♥ بـوســ دوســ ♥·×º°”˜`”°º×♥

♥·×º°”˜`”°º×♥ بـوســ دوســ ♥·×º°”˜`”°º×♥



 ببین تمام من شدی اوج صدای من شدی خودم شدی
بت منی شكستمت وقتی خدای من شدی جونم شدی

ببین به یك نگاه تو تمام من خراب شد
چه كردی با سراب من كه قطره قطره آب شد

به ماه بوسه می زنم به كوه تكیه می كنم
به من نگاه كن ببین به عشق تو چه می كنم

منو به دست من بكش به نام من گناه كن
اگر من اشتباهتم همیشه اشتباه كن

نگو به من گناه تو به پای من حساب نیست
كه از تو آرزوی من به جز همین عذاب نیست

هنوز می پرستمت هنوز ماه من تویی

هنوز مومنم ببین تنها گناه من تویی

به ماه بوسه می زنم به كوه تكیه می كنم
به من نگاه كن ببین به عشق تو چه می كنم
http://www.newfun.ir/ax/LOVE/I%20love%20u%5Bnewfun.ir%5D.jpg

علیرضا نوشت1:ببخشید ی مدت نبودم خیلی مشکلات داشتم
علیرضا نوشت 2:از اونایی که تو این مدتم تنهام نزاشتن ممنونم

تاريخ شنبه بیست و هفتم مهر 1392سـاعت 18:30 نويسنده علیرضا ✖

تنهایـم اما دلتنگ آغوشی نیستم
خسته ام ولی به تکیه گاه نمی اندیشم
چشم هایم تر هستند و قرمز
ولی رازی ندارم
چون مدتهاست دیگر کسی را خیلی دوست ندارم
فقط خیلی ها را دوست

فاجعه یعنی....
آنقدر در تو غرق شده ام
که از تلاقی نگاهم با دیگری احساس خیانت میکنم...!

و کلام اخر:

ﺑﺎ ﺗﻮاﻢ ﺑﺎ ﺗﻮﯾﯽ ﮐﻪ زل ﺯﺩﯼ ﺗﻮ ﻣﺎﻧﯿﺘﻮﺭ

ﺩﻧﺒﺎﻝ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﺮﺩﯼ؟
ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ
ﺍﺯ ﻓﮑﺮ ﺑﯿﺎ ﺑﯿﺮﻭﻥ
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ
ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻧﺒﺎﺵ ﺑﺨﻨﺪ.
ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺮﯾﺰ
ﻫﺮ ﮐﯽ ﺑﻬﺖ ﺑﺪ ﮐﺮﺩ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺎﺵ
ﺯﻣﯿﻦ ﮔﺮﺩﻩ
ﻫﺮ ﮐﯽ ﺩﻭسِت ﻧﺪﺍﺷﺖ ﻟﯿﺎﻗﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ
ﺍﻟﮑﯽ ﺣﺮﺹ ﻧﺨﻮﺭ
ﺗﻮ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺵ ﻣﯿﻮﻥ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺑﺪﯼ
ﺗﻮ ، ﻣﻦ ، ﻫﻤﻤﻮﻥ
ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻤﯿﻦ ﻓﺮﺩﺍ
ﺷﺎﯾﺪ
ﻧﺒﺎﺷﯿﻢ
ﻧﺒﺎﺷﻢ
ﭘﺲ ﺑﺨﻨﺪ
همینه

علیرضا نوشت۱:سلام دوستای گلم ماه رمضان که ماهی پر از رحمته رو به همه تبریک میگم

علیرضا نوشت ۲:ممنون از همه اونهایی که بهم سر زدنو میزنن

علیرضا نوشت ۳:بسلامتی هرکی تو زندگیش صادقه

تاريخ چهارشنبه نوزدهم تیر 1392سـاعت 11:47 نويسنده علیرضا ✖

نه دستانش را”آردی“میکرد… نه صدایش را”نازک“…!!

ازکجابه گرگ بودنش شک میکردم؟؟؟هان؟؟!

درد یک پنجره را پنجره ها میفهمند ..
معنی کور شدن را گره ها میفهمند ..


نه کسی منتظر است …

نه کسی چشم به راه …

نه خیال گذر از کوچه ی ما دارد ماه …

بین عاشق شدن و مرگ مگر فرقی هست ؟

وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از آه …


چه حرف بی ربطی است که مرد گریه نمی کند

گاهی آنقدر بغض داری که فقط باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی….


علیرضا نوشت1:ممنون از اونایی که به وبم سر مزنن

علیرضا نوشت 2:امروز تولدنمه وفقط ی اهنگ وبمو عوض کردم(اینجا از کیکو جشن تولد خبری نیست دلتونو صابون نزنین ههه:)ترو خدا گوش بدین خیلی قشنگه.

علیرضا نوشت3:یاد سهراب بخیر…آنکه تا لحظه خاموشی گفت..تو مرا یاد کنی یا نکنی..من به یادت هستم…

تولد "ابــجــی مــهــرنــاز3/22 بوده من جشن بودمو نتونستم بتبریکم از اینجا میگم ابجی بهترینهارو برات ارزو دارم ایشالا120 ساله بشی


تاريخ یکشنبه نوزدهم خرداد 1392سـاعت 9:30 نويسنده علیرضا ✖
اسمش علی ـــه ، ۲ سالشه
طفلی
چشم چپش نابینا شده…به خاطر تومور چشمی بدخیم دکترا گفتن باید آب زیر

چشمشو بکشیم و الّا میزنه به مغزش و زبونم لال میکشتش امّا اگه آب زیر

چشمشُ بکشن فاتحه ی صورتش خونده میشه …

رفقا،خواهرا،برادرا عاجزانه ازتون خواهش میکنم واسه شفای این طفل معصوم دعا کنید…به

قرآن راه دوری نمیره ممنون میشم اگه “هـــمــــتـــــون”بازنش ر كنید تاافراد بیشتری دعا کنن

واسش...

خداییش دعا كنید بچه ها و بزارید تو وبتون بعد چند وقت اگه خواستید پاكش كنید خیلی خودخواهی اگه به خاطر اینكه به وبلاگامون ربطی نداره یا غمگینه یا قشنگ نیست نزاریمش و یه بچه ۲ ساله رو از دعاهای بقیه محروم كنید شاید خدا دعا هامون رو براورده كنه و زندگی یه ادم متحول بشه خواهـــــــــــــــــــــ ـــــــش می كنم ازتون دوستای مهربونم هم دعا كنید هم بزاریدخواهـــــــــــــــ ــش بچه ها براش دعا کنید

.

.

.

از توی وبلاگ تمنا برداشتمش

تاريخ دوشنبه ششم خرداد 1392سـاعت 19:24 نويسنده علیرضا ✖

http://cdn.mdjunction.com/components/com_joomlaboard/uploaded/images/Happy_Father_s_Day-6018abd3e707247750eb2852762c8c09.gif

+علبرضا نوشت1:روز پدرو به همه بابا ها بابای خودمو بابای شما دوستای گلم تبریک میگم

+علیرضا نوشت 2:همینطور روز مردو به داداشای گل وبلاگم

تاريخ جمعه سوم خرداد 1392سـاعت 12:17 نويسنده علیرضا ✖

عادت ندارم درد دلم را به همه کس بگویم!!!

پس خاکش میکنم زیر چهره ی خندانم

تا همه فکر کنند نه دردی دارم و نه قلبی!

من خیلی با احساسم ولی یادت نره

  تنفر هم یه حسه



♥پارسالـ بــا او زیـر بـارـاטּ قدمـ میزدمـ
امسالـ او رـا بـا دیگرے با چتر زیر بارـاטּ اشک ـهاے خودَمـ میبینمـ ...

میترسمـ ... نکنـــد بارـان پارسـالـ همـ اشکهـاے کــَـس دیگرے بود ... ؟!


چه قدبده یکی بگه خیلی دوست دارم... اما باعث بشه هیچ وقت حرفشو باورنکنی!!!

             بگه خیلی دوست دارم... ولی دوریت واسش مهم نباشه وهیچ کاری واسه برگشتت نکنه!

             بگه عاشقتم...ولی......

             بگه دیوونتم... ولی.......

             ناراحتت بکنه ولی واسش ناراحتیت مهم نباشه!

             چه قدبده یکی ابراز کنه که واسش خیلی مهمی...اما...فکر کنی که نیستی!!

             چه قدبده یکی همش بت دروغ بگه که دوست داره...

+علیرضا نوشت1:داره امار وبم میاد پایینا چرا اینقده دوستای وبیم بی معرفت شدن :(

+علیرضا نوشت2:خیلی دلم گرفته این روزا هیچکیو واسه درد دل ندارم زندگیم خیلی پیچیده و در هم بر هم شده خدا کمکم کنه واسم دعا کنین.

+علیرضا نوشت3:مثل همیشه ممنون که میاین وبم

تاريخ یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392سـاعت 23:42 نويسنده علیرضا ✖




Mom

علیرضا نوشت1:سلام به همه ی دوستای گلم

علیرضا نوشت2:ببخشیدا اما من زیاد از شعر گذاشتنو اینا واسه ی مناسبتی خوشم نمیاد بیشتر دوست دارم از خودم چیزی بگم تا از ی سری شعر تکراری استفاده کنم

علیرضا نوشت3:روز مادر رو به مامان گل و عزیزم تبریک میگم و کلیه مادر های ایران به خصوص مادر شما دوستای گلم و همینطور روز زنو به شما ابجی های وبم و ی تبریک خاص به مناسبت روز زن به ابجی مهرنازم و ابجی زیبا

علیرضا نوشت4: امیدوارم از عکسا هم خوشتون بیادش :)

تاريخ سه شنبه دهم اردیبهشت 1392سـاعت 23:29 نويسنده علیرضا ✖
яima